کاشکی دلم خسته نبود
کاشکی نگاهم پر درد ،رو جاده یخ بسته نبود
کاشکی که ماه آسمون بی رمق وآواره بود
وقتی که پای رفتنی برای من نمونده بود
ستاره هم اگه نبود....بارون اگه هیچوقت نبود
آخ...که اگه این دل من خسته نبود
جای همه گلایه هاش .....فکری که این بود ونبود
از تو یه جوری می سرود
که خورشید وماه وزمین دیگه نبود...
من با همه ترانه هام
تو اوج بی قراریام
تا ته دل خستگی ها...رفتم وحالا این دل من خسته شده
آخ ...که اگه این دل من خسته نبود
جای همه گلایه هاش... از تو یه جوری میسرود
که خورشید وماه وزمین دیگه نبود.
+ نوشته شده توسط آرزو صدیق در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت
23:25 |

